واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
599
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
داستان گرديزى ما را با تشريفاتى كه در آن عهد به هنگام ديدار دو امير مستقل و مقتدر مرعى مىگشته ، كاملا آشنا مىكند . محمود در پاسخ سفير قدر خان محلى براى ديدار معين كرد . و دو امير با چند سوار به آن محل وارد شدند . « و چون يكديگر را بديدند هر دو پياده شدند . و امير محمود رحمة اللّه يكتا گوهر بيشبها با دستارچهء بخزينهدار داده بود فرمود تا در دست قدر خان داد « 1 » ، و قدر خان همچنين گوهرى آورده بود از رعب و فزع كه به دو رسيد فراموش كرد و چون از پيش محمود باز - گشت يادش آمد ، بدست كس خويش بفرستاد و عذر خواست و بازگشت » [ به اردوگاه خويش ] « 2 » . « و چون روز ديگر بود امير محمود رحمة اللّه بفرمود تا خيمهء بزرگ از ديباى منسوج بزدند و كار بساختند ميزبانى را « 3 » و رسول فرستاد . و مر قدر خان را مهمان خواند . . و چون قدر خان بيامد بفرمود تا خوانى بياراستند هرچه نيكوتر و امير محمود رحمة اللّه با وى بهم در يك خوان نان خوردند و چون از خوان فارغ شدند . بمجلس طرب آمدند و مجلس آراسته بود سخت بديع از سپرغمهاى غريب و ميوههاى لذيذ و جواهر گرانمايه و مجلس جامهاى زرين و بلور و آئينهاى بديع و نوادر چنانچه قدر خان اندر آن خيره ماند « 4 » و زمانى نشستند و قدر خان شراب نخورد از آنچه
--> ( 1 ) - همانجا : « تا در دست قدر خان داد » ( 2 ) - ( گرديزى ، نسخهء خطى كمبريج ، ورق b 124 - a 124 ؛ چاپ محمد ناظم ؛ 83 ) . ( 3 ) - در نسخهء خطى كمبريج « و » پيش از كلمهء « بفرمود » وجود ندارد . [ در چاپ قزوينى هم وجود ندارد - مترجم ] . ( 4 ) - در نسخهء خطى كمبريج [ هم ] « خيره ماند » .